سليم بن قيس الهلالي الكوفي ( مترجم : افتخار زاده )
257
كتاب سليم بن قيس الهلالي ( تاريخ سياسى صدر اسلام ) ( فارسى )
عمر گفت : آمين ؛ خداى لعنت كند كسانى را كه در حقشان ستم مىكنند . نه به خدا آنان را در امر خلافت حقى نيست ، آنان و مردم در اين امر يكسان هستند ! ابو ذر گفت : پس چرا با انصار به خاطر حق و حجتشان در امر خلافت به نزاع پرداختيد ؟ على عليه السّلام به عمر گفت : اى پسر صهاك ! براى ما در امر خلافت حقى نيست و خلافت از آن تو و پسر زن مگس خوار است ؟ ! عمر گرفت : اى ابا الحسن ! حال كه بيعت كردى دست بردار ؛ زيرا عوام به خلافت رفيقم راضى هستند و به خلافت تو راضى نيستند ، من چه گناهى دارم ؟ على گفت : ولى خدا و رسولش فقط به خلافت من راضى هستند ، تو و رفيقت و كسانى كه شما دو تا را پيروى و همراهى كردند به خشم خدا و عذاب و خوارى او بشارت باد ، واى بر تو اى پسر خطاب كه اگر مىديدى چه جنايتى بر خويش روا داشتهاى و اگر مىدانستى از چه بيرون گشتهاى و به چه چيز درآمدهاى و چگونه بر خويش و رفيقت جنايت روا داشتهاى ! ابو بكر گفت : اى عمر ! حال كه با ما بيعت كرده و از شرّ و شورش و يورشش ايمن گشتهايم رهايش كن هر چه مىخواهد بگويد . على عليه السّلام گفت : من فقط يك كلام مىگويم و بس ؛ شما چهار نفر ؛ ابو ذر ، سلمان ، زبير و مقداد را گواه مىگيرم كه شنيدم رسول خدا فرمود : « همانا تابوتى از آتش است كه در آن دوازده نفر جاى دارند ؛ شش نفر از اوّلين و شش نفر از آخرين ، و در چاهى در اعماق ناپيداى دوزخ تابوتى سر بسته است و بر سر آن چاه صخرهاى است ، خداوند هر گاه بخواهد آتش دوزخ را روشن كند ، آن صخره را از سر آن چاه برمىدارد و دوزخ از تابش و حرارت آن چاه داغ مىگردد . » على عليه السّلام گفت : و شما چهار نفر شاهد بوديد كه از رسول خدا از اولين پرسيدم ، فرمود : شش نفر اولين عبارتند از قابيل كه برادرش هابيل را كشت ، و سردسته فرعونها و كسى كه با ابراهيم